سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
دی 90 - مردود
   1   2      >

کودکانی که حسینی نیستند

یادم میاد وقتی که کوچیک بودیم، پدرم شب شهادت ائمه، دهه های محرم، عاشورا و اربعین و امثال این روزها من رو میبرد هیئت ها و به عزاداری میپرداخت، پدرم همیشه سعی میکرد من ببینم که عزادار امامان است، ما این شدیم که الان میتونیم گریه کنیم.
امروز هم دیدم که چطور کودکان نسل آینده غیر حسینی می شوند، تلویزیون بعد از ظهر شبکه 2 بود، برنامه فیتیله، آهنگ شاد، روز قبل از اربعین آهنگی پخش کرد که دوتا از بچه ها شروع به رقصیدن کردن.
                              کودکان آینده حسینی نیستند؛ میدانم



کلمات کلیدی :

هزار و یک درد داشت...

دیر بیدار شدم از خواب و طبیعتا هم دیر رسیدم سر کار، وقتی که رسیدم دیدم پشت میز نشسته داره متن کلیپ رو برای یکی از دوستان میخونه، میخونه و همراه باهاش هزار و یک گله و شکایت، هزار و یک درد ناگفته که هر کدومشون دردی از دردای ماست.
هر دفعه که میاد و میشینه به حرف زدن متاسفانه بزم غیبت ما هم شروع میشه و بعد از رفتنش از زیاد حرف زدن هاش گلایه میکنیم، اما امروز داشتم با خودم فکر میکردم و توی دلم گفتم واقعا حق داره بنده خدا، میدونستم که چیزایی که داره میگه میتونه همش حقیقت داشته باشه، چون از رفت و آمدن هاش و از منصب هاش میدونستم که توی حرفاش احتمال راست بیشتر از دروغه.
گلایه های بسیاری داشت، از نامردمیهای مسئولین، از بی بصیرتی بعضی که دارن میرن توی جمع خواص و هزاران هزار گلایه دیگه که فقط میخواستم بنویسم تا یک مقداری فکرم آروم بشه... همین...



کلمات کلیدی :

او همینجاست...

آرام آرام به سمتم می آید و گویی میخواهد مرا در آغوش بگیرد، چنان به من نزدیک شده که گرمی نفس هایش را حس می کنم و پلک هایش را می بینم که بر هم می خورند گویی که مرا زیر باران چشمک هایش قرار داده، نمی دانم چرا گاه مهربان است و با صدایی آرام مرا صدا می زند فرشاد به سویم بیا و گاه چونان دیو سیاهی به سمتم حجوم می آورد.
گاه به سمتش روانم و گاه از او دوری میجویم، عجیب است، عجیب است برایم که هرگاه به سمتش رفتم دوریش را حس کردم و هر آنگاه که از او دور شدم در پیش خود دیدمش.
                    آری مرگ نزدیک است، می بینمش، حسش می کنم...



کلمات کلیدی :

ناله های یک مرد

پایش را برهنه کرده بود و راه می رفت، خاری به پایش فرو رفت، نشست، خار را از پایش در آورد و بلند بلند گریه کرد و خطاب به خار گفت: الان فهمیدم که چرا امام حسین(ع) قبل از شهادت خارهای اطراف خیمه را کند...



کلمات کلیدی :

تفاوت امام حسین(ع) و امام زمان(عج)

اصولا ما مسلمانها و از همه مهمتر ما شیعه ها پایبندی خاصی به عقایدمان داریم، غیر شیعه ها رو فعلا کار ندارم اما ما شیعه ها 14 معصوم داریم که 12 تای این معصوم ها امامند.
این 12 امام از امام علی(ع) شروع و به امام زمان(عج) خاتمه پیدا می کنند.
از بین این 12 امام ما اول دم از امام حسین(ع) و بعد از امام زمان(عج) دم میزنیم، پس با همه اینکه همه امامان معصومند و ما نمیتونیم تفاوتی میون اونها قرار بدیم اما مطلب امروز من در مورد این دو بزرگوار هست.
از شباهت ها میگذریم چند تفاوت بین این دو امام هست که من فکر میکنم با توجه به این تفاوتا ارزش ما به عنوان یاران امام زمان مشخص می شود.
نخستین تفاوت این دو بزرگوار اینه که ما امام حسین را با (ع)  و امام زمان را با (عج) مینویسیم.
دومین تفاوت که البته از یه شباهت به نام یار و یاور میاد اینه که امام حسین(ع) حداقل به روایت های مختلف از 72 تا 139 یار رو داشت، اما امام زمان(عج) همون رو هم ندارن و تازه کار امام زمان سخت تر هم هست، آخه امام زمان(عج) 313 یار میخوان.


اما خب در این بین یه شباهتی بین ما و دوستداران امام حسین(ع) در زمان حیات این بزرگوار وجود داره و اونم اینه که هم ما و هم یاران و دوستداران امام حسین(ع) که از اتفاق همه توی کوفه بودند خیلی مشتاقیم که آقا و مولا و سرورمان رو ببینیم.
کوفیان که دیدند، حالا باید ببینیم ما کی به آقامون میرسیم.



کلمات کلیدی :
   1   2      >