کوتاه ترن کتاب جهان؛ تبر و جنگل
نوشته شده به وسیله ی فرشاد در تاریخ 26/4/90:: 2:48 عصر
این را توی پلاس یکی از دوستان نوشت(روح الله مهدوی) واقعا دیدم این جمله میتونه برابری کنه با چندین کتابی که خواستن بیان و این جمله را تبیین کنن برای همین هم گفتم بنویسمش توی وبلاگ که یه کتاب 3 خطی از این طریق هم منتشر بشه، امیدوارم استفاده کنید.
من برای این متن اسمی انتخاب کردم و به نظر من باید به این جمله بگیم کتاب سه خطی تبر و جنگل
هنگامی که تبر به جنگل آمد
همه ی درختان یک صدا فریاد زدند
"ای وای دسته اش از جنس ماست".
کلمات کلیدی :
احساسم بهم میگه که امکان داره به زمین بخوره، نمیدونم چطور اما اون همچنان به پیش میره و مثل قدم های اول با شور و هیجان به جلو حرکت میکنه، شاید پاهای اون قوی تر از اینه که نشون میده، شاید یه چیزی داره اون را به جلو میبره و از خودش اختیاری نداره اما مهم اینه که داره میره
امروز صیح قبل ازاینکه راه بیفتم به سمت اداره نشسته بودم توی خونه و داشتم دعای ندبه را از تلویزیون گوش میدادم و همچنانکه گوش میدادم برای اولین بار معنی دعا را هم خوندم، یک مقداری حال من را عوض کرد، البته فکر میکنم من نوعی انقدر گناه کردم که با این دعا خوندن ها دگرگون نشم ولی خب یک مقداری شاید حدود یک ساعتی در مورد خطبه غدیر پیامبر فکر میکردم و با خودم میگفتم ما آدما عجب موجوداتی هستیما!!!